تبلیغات
هر چی میخواهید - حکایاتی از معصومین

پنجشنبه 13 دی 1386 - 03:01 ق.ظ


اینم حکایت

برای دیدن حکایتها بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

چرا نظر نمیدید؟

۱-روزی یک نفر پیش امام علی (ع) آمد و از او کمکی خواست.امام گفت من فقط این انگورها را دارم.آیا میخواهی؟آن مرد گفت نه.فقیری دیگر آمد.امام همان سوال را پرسید.او گفت :الحمدالله.امام هم که از او خوشش آمد پرسید:لباس نمی خواهی؟مرد باز هم خدا را شکر کرد.امام گفت:پول نمی خواهی؟مرد گفت :ممنونم ای امام.چون مرد بجای خدا از بنده اش (امام علی)تشکر کرد امام به او گفت خوب برو دیگر.


[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[محمد باقری | لینک ]
نوشته های پیشین ...